X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زبان وادبیات فارسی

بررسی کتب زبان و ادبیات فارسی در دوره متوسطه و پیش دانشگاهی و طرح و بررسی دروس کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی

ادبیات ۱ - درس۱ مناجات

درس اول        

                    

 " هر کاری که به نام خدا آغاز نشود، ابتراست"

شاعران و نویسندگان پارسی زبان با بهره گیری از این سخن پیامبر بزرگ اسلام ( ص) از دیر باز سروده ها و نوشته های خود را با نام  پروردگار جهان آغاز کرده اند و بزرگی ، بخشندگی *و بخشایندگی * او را ستوده و سر نیاز بر آستان او نهاده اند. بر پایه ی این شیوه ی پسندیده بهترین سر آغاز هر نوشته ، فصلی است در ستایش خداوند جان و خرد در،هیچ گنجی از حکمت و معرفت گشوده نمی شود، مگرآ نکه وصف یگا نگی آفریدگار هستی کلید آن باشد.

درهرکتاب پس از ستایش یزدان پاک ، فصلی در نعمت*و منقبت* برترین فرستاده ی او آمده و آن گاه بر او و خاندانش- که بر گزیده ترین  خلق عالم و پیشرو و راهنمای فرزند آدم اند- سلام و درود فرستاده شده است.

آن چه می خوانید، بخشی از تاریخ جهانگشای جوینی است که در آن عطاملک جوینی        (681- 623 ه . ق) با نثری شیوا به ستایش پروردگار عالم و رسول اکرم(ص) پرداخته است. تاریخ جهانگشای جوینی شرح وقایع تاریخی قرن هفتم هجری و حمله مغول به سرزمین ماست.

 

ستایش خدا و پیغمبر

سپاس و آفرین* ایزد جهان آفرین راست. آن که اختران رخشان، به پرتو روشنی و پاکی او   تابنده اند و چرخ گردان به خواست و فرمان او پاینده. آفریننده ای که پرستیدن اوست سزاوار. دهنده ای که خواستن جز از او نیست خوش گوار. هست کننده از نیستی، نیست کننده از هستی.ارجمندگرداننده ی بندگان از خواری؛ در پای افکننده گردن کشان از سروری. پادشاهی اوراست زیبنده ؛ خدایی اوراست در خورنده؛ بلندی و برتری از درگاه او جوی و بس. هر آن که

از روی نادانی نه او را گزید، گزند او ناچار بد و رسید. هستی هر چه نام هستی دارد، بدوست.

           جهان را بلندی و پستی تویی            ندانم چه ای هر چه هستی تویی

و درود بر پیغمبر بازپسین ، پیشرو پیمبران پیشین؛ گره گشای هر بندی، آموزنده ی هر پندی، گمراهان را نماینده ، جهانیان را به نیک و بدآگاهاننده، به همه زبانی نام او ستوده و گوش پند نیوشان آواز او شنونده و همچنین درود بر یاران گزیده و خویشان پسندیده ی او باد؛ تا باد و آب و آتش و خاک در آفرینش بر کار است و گل بر شاخسار هم بستر خار.

  

آن چه می خوانید چند بیت نیایش از مثنوی مولانا (604 – 672 ه .ق) است. شاعر در راز و نیاز با خدای خویش آزاد می خواهد که علم اندک او را به دریا های علم خودش متصل کند و به او توفیق « ادب » ببخشد که بی ادب از لطف و رحمت الهی محروم می ماند.

با تو یاد هیچ نبود روا

ای خدا ای فضل تو حاجت روا           با تو یاد هیچ کس نبود روا

قطره ی دانش که بخشیدی زپیش        متصل گردان به دریاهای خویش

قطره ی علم است اندر جهان من         وارهانش از هوا وز خاک تن

صد هزاران دام و دانه است ای خدا      ما چو مرغان حریصی بی نوا

گر هزاران دام باشد هر قدم                چو تو با مایی نباشد هیچ غم

از خدا جویم توفیق ادب                    بی ادب محروم شد از لطف رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد            بلکه آتش در همه آفاق زد

 

توضیحات:

1.    اشاره دارد به حدیث نبوی : کل امر ذی بال لم یبدا فیه بسم الله فهوابتر

2.    از آن گزینش تا به جا زیان می بیند.

3.    بلندی و پستی جهان ( آسمان و زمین، عزت و ذلت ) از توست.

4.    به کار می رود.

5.    قطره ی دانشی که از نزد خودت به ما بخشیدی .

6.    آن قطره ی دانش ( دانش اندک) مرا از هوا و هوس و اسارت تن رهایی بخش.

 

خودآزمایی

1.    در این درس بین کدام کلمات آرایه ی سجع دیده می شود؟ (مثال: تابنده، پاینده)

2.    مضمون آیه شریفه تعزمن تشا و تذل من تشا  در کدام بند درس آمده است؟

3.    منظور نویسنده از جملات پایانی درس چیست؟

4.    متصل گردان به دریاهای خویش ، یعنی چه؟

5.    چرا بی ادب از لطف پروردگار محروم می شود؟

  

ادبیات چیست ؟

شما دانش آموزان تا کنون شماری از کتابهای درسی فارسی را خوانده اید. هدف این کتابها در سالهای گذشته، بیشتر آموزش زبان فارسی و مختصری ادبیات بوده است اما در این کتاب و کتابهای آینده ، به طور مستقل به آموزش ادبیات فارسی پرداخته می شود؛ هر چند تعیین مرزی دقیق میان زبان و ادبیات فارسی چندان ساده نیست.

عواطف انسانی چون غم و شادی و مهر و کین و ... اگر چه در همگان مشترک است اما بیان آنها به گونه ای موثر و زیبا از عهده همه بر نمی آید. این شاعر و نویسنده ی هنرمند است که با جان بخشیدن به عناصر ذهنی و عواطف و خیالات خویش ، آنها را در قالبی لذت بخش و تاثیر گذار در اختیار خواننده قرار می دهد و او را با خود همدل و همزبان می سازد.

ادبیات یکی از گونه های هنر است و کلمات ،مصالح و موادی هستند که شاعر و نویسنده با بهره گیری از عواطف و تخیٌات خویش آنها را به کار می گیرد و اثری ادبی و هنری پدید می آورد.

در آثار ادبی، نویسنده و شاعر می کوشد اندیشه ها و عواطف خویش را در قالب مناسب ترین و زیباترین جملات و عبارات بیان می کند. این آثار همان گفته ها و نوشته هایی هستند که مردم در طول تاریخ آن ها را شایسته ی نگهداری می دانند و از خواندن و شنیدن نشان لذت می برند.

فرهنگ درخشان ما جلوه گاه آثار ادبی بسیاری مانند شاهنامه، اسرارالتوحید، تاریخ بیهقی ، مثنوی مولوی ، بوستان و گلستان سعدی، غزلیات حافظ و ... است که در شمار غنی ترین و شیوارترین آثار ادبی جهان قرار دارند.

ما نیز مانند نیاکان خویش، قدر این سرمایه های گران بها را بدانیم، با خوب خواندن و درست فهمیدن این آثار ارزشمند، در نگهداری آنها با جان و دل بکوشیم و با تلاش روز افزون خویش بر غنا و عظمت آنها بیفزاییم.

این حقیقت را باور داشته باشیم که با وجود این میراث جاوید و سرمایه ی با ارزش_ که مایه ی سر بلندی ما در میان اقوام و ملل جهان است_ می توانیم با نمایاندن درهایی از دریای ادب خویش، بیگانگان را نیز از فرهنگ و ادب فارسی بهره مند سازیم.

در ده فصل آینده، با چشم اندازهای گوناگون متون و ادبی آشنا خواهیم شد.

چو بانگ رعد خروشان که پیچد اندر کوه           جهان پر است زگلبانگ عاشقانه ی ما

نوای گرم نی از فیض آتشین نفسی است            زسوز سینه بود گرمی ترانه ی ما

 

 

 

تاریخ ارسال: دوشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1384 ساعت 06:52 ق.ظ | نویسنده: غلامرضا عبادی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد